راوی از امام درستگو(ع). در بعضا اثر ها معارضان اسماعیلیه، نهادگذار این نهضت و جدّ والا خلفای فاطمی معرفی گردیده و بدان آوازه یافته میباشد، ولی مطابق مطالعات اخیر اسماعیلیه، او فردی غیر علوی بوده و قبل از دعوت اسماعیلیه میزیسته میباشد.بابا عبدالله، خوشیمن بن الاسود القدّاح، در نیمۀ در آغاز قرن دوم قمری در مکه میزیست و در دورۀ امامت امام درست گو (ع) (شهید شدن ۱۴۸) وفات یافت. او از موالی بنیمخزوم و از شاگردان امام باقر(ع) بود و از آن حضرت چند حدیث ماجرا نموده است. عبدالله و پدرش از املاک امام باقر و امام درستگو (ع) در مکه محافظت میکردند. این دو در اثر ها شیعه ها دوازده امامی از محدّثان گزینه احترام در حجاز به شمار حسینیه نصرت مشهد آمدهاند[۱]
نقل ماجرا، عبدالله در نیمۀ دوم قرن دوم قمری میزیست وی از امام درستگو قصه نموده است. روایات وی در اصول کافی و دیگر تیمهای حدیثی شیعه آمدهمیباشد.[۲] به گفته آیت الله خوئی اسم وی در گواهی حدود ۷۰ ماجرا آمده میباشد.[۳]عبداللّه بن خوشیمن از شخصیتهایی میباشد که در تاریخ دربارۀ وی اقوال گوناگونی مطرح گردیده است. در منابع امامیه یا این که کتابهای رجال و ملل و فِرَق اهل سنت، از وی و پدرش تحت عنوان غلات شیعه یا این که حامیان فرق درپی اسماعیل بن جعفر ذکر شده نشدهآدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[مستلزم منبع]
در منابع ضد اسماعیلی، محمد بن رزام طائی کوفی برای اولتوشه نقشی مهم برای عبدالله بن خوش یمن در روند آغازین دعوت اسماعیلیه مراد نموده است. اصل رسالۀ ابن رزام، به اسم النقض علیالباطنیة[۴] یا این که ردّ علی الاسماعیلیة[۵] نزدیک به سال ۳۴۰ تألیف و ظاهراً مفقود گردیده، ولی قسمتی از آن که دربارۀ عبدالله بن مبارک میباشد، در الفهرست ابن ندیم اورده شدهرزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]
شریف ابوالحسین محمد بن علی، دارای اسم و رسم به اخومحسن، نیز از رسالۀ ابنرزام در کتاب خویش (تألیف نزدیک به سال ۳۷۵)، استعمال کرده و خویش مطالب بیشتری دربارۀ نقش عبدالله بن خجسته بر آن افزوده میباشد. کتاب اخومحسن نیز مفقود گردیده، البته قسمتهایی از آن که دربارۀ استارت نهضت اسماعیلیه میباشد، محافظت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیدهاست.[۷]
غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب
طبق گزارش ابنرزام و اخومحسن، خوشیمن قدّاح غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب بود وی فرقهای را نهاد بنیان که میمونیه نامیده می شد.[۸] مطابق این قصه خوش یمن از شاگردان بردیصان نیز قلمداد میگردیده، یعنی مؤسس فرقۀ گنوسی مسیحی دیصانیه که ثنوی مذهب بوده میباشد. در بعضی از منابع ضداسماعیلی آجل، به تقلید از داستان اخومحسن، خجسته قدّاح فرزند دیصان معرفی گردیده است.[۹]
بر طبق این ماجرا، عبدالله بن خوشیمن نیز، که مؤسس نهضت اسماعیلیه معرفی گردیده، دیصانی بوده میباشد. او ادعای پیامبری نیز کرده و نظامی از اصول عقاید، مشتمل بر ۷ مرحله، برای از دربین بردن اسلام از باطن، بنیاد گذاشته میباشد. عبدالله که اساسا اهل نواحی اهواز بوده، وانمود میکرده که به اسم محمد بن اسماعیل بن جعفر، که تحت عنوان مهدی در استتار بوده، دعوت مینموده است. بعداز مدتی عبدالله از خوف شیعهها و معتزلیان، یار یکیاز داعیان خویش، حسین اهوازی، به عَسکر کارشکنیَم در خوزستان و بعد به بصره گریخت و در آنجا به قوم و قبیله عقیل بن ابی طالب، که خویش را منسوب به آنها علامت میاعطا کرد، حفاظت پیروزی. اندکی سپس، عبدالله به سلمیه در شام گریخت و تا فرصت مرگش (بعداز سال ۲۶۱) ، در آنجا با تقیه و مخفی داشتن نام و نشان حقیقی و واقعیاش زیست. وی از سلمیه داعیانی را به گوشه و کنار ارسال کرد. یکی آن ها، در سواد کوفه، مردی را به اسم حمدان قرمط به کیش اسماعیلی درآورد. بعداز عبدالله بن خوش یمن، پسرش احمد و آنگاه اخلاف احمد کارها دعوت اسماعیلیه را به دست گرفتند و آن را در بخشها متعدد بسط دادند تا آنکه سر کردگی نهضت به سعید رسید که در سال ۲۹۷ق، با اسم عبدالله المهدی، خلافت فاطمیان را در شمال افریقا تأسیس و داعیه کرد که از اعقاب محمد بن اسماعیل میباشد.
در مطالعات اخیر اسماعیلیه
مطالعات تازه اسماعیلی آرم می دهد که گزارش ابنرزام و اخومحسن دربارۀ نهضت اسماعیلیه عمدتاً رفلکس طریقههای خصمانه و اسطورهای بر پایه ی اتهامات فسخ بوده و با این غرض تاسیس شده است کهاین دعوت شیعی معارض با دستگاه خلافت سنّی مذهب عباسیان را بیاعتبار سازد. از طرف دیگر، به باعث دسترسی ابنرزام به بعضا منابع هم بعدازظهر با تیمهای قرمطی، که خلافت فاطمیان و نسب علوی آنها را پذیرا نبودند، این ماجرا از برخی جنبههای تاریخی با آنچه بعداً خویش اسماعیلیان در پی فاطمیان پذیرفتند منطبقهایی داراست.[۱۰]
اختلاف عمده فی مابین این گزارش و اصول اعتقادات خویش اسماعیلیه، که از مطالعات تازه به دست آمده، دربارهی نام و نشان، اصل و نسب عبدالله بن خوش یمن قدّاح میباشد. این فرد در قصه ابنرزام و اخومحسن به طور قدّاحی غیرعلوی آمده، هم اکنون آنکه در قصه قانونی اسماعیلیان دورۀ فاطمی، او به عبارتی عبدالله علوی فرزند محمد بن اسماعیل میباشد که جانشین بابا در کارها امامت و سر گروهی دعوت اسماعیلیه بوده میباشد.
همینطور مطالعات نو اسماعیلی تا حدی پرنور کرده که چرا ابنرزام فردی غیرعلوی، یعنی عبدالله بن خجسته قدّاح، را در قصه خود جانشین عبدالله بن محمد بن اسماعیل نموده است. عبدالله المهدی بعداز آنکه خلافت فاطمیان را در افریقیه تأسیس کرد، در طومارای به جامعۀ اسماعیلیان بومی در یمن، مطالبی را دربارۀ سیاستهای تقیه آمیز اسلافش، که دعوت اسماعیلی را مخفیانه و با اسمهای مستعار رهبری میکردند، افشا تشکیل داد. وی توضیح بخشید که میان این اسامی مستعار و رمزی، خوشیمن اصولا کنیه یا این که نام مستعار خویش محمد بن اسماعیل بوده میباشد[۱۱]، و از همینرو، پیروانش را میمونیه نیز میخواندهاند، که در واقع از اولی اسامی نهضت اسماعیلیه بوده میباشد.[۱۲]
مطالب این طومار را بعداً چهارمی خلیفۀ فاطمی، المعز لدین الله، به سیرتکاملای دیگر تکرار نموده است و خلال تأیید نسب علوی اجدادش، که از اخلاف امام درست گو (ع) بودهاند، توضیح داده میباشد که چرا عبدالله بن محمدبن اسماعیل را فرزند خوشیمن قدّاح میدانستهاند.[۱۳]
ایوانف سخنان ابن رزام را «افسانة ابنالقدّاح» خوانده میباشد. استرن، سوای بیان منابع و هیچگونه شاهدی، بر آن بوده کهاین خلط در بین نام و نشان دو عبدالله احتمالاً بهاین سبب ساز بوده میباشد که بعضا از اخلاف قدّاح عبدالله بن خجسته حقیقتاً در دعوت آغازین اسماعیلیه نقش داشتهاند.[مستلزم منبع]
راوی از امام درستگو(ع). در بعضا اثر ها معارضان اسماعیلیه، نهادگذار این نهضت و جدّ والا خلفای فاطمی معرفی گردیده و بدان آوازه یافته میباشد، ولی مطابق مطالعات اخیر اسماعیلیه، او فردی غیر علوی بوده و قبل از دعوت اسماعیلیه میزیسته میباشد.بابا عبدالله، خوشیمن بن الاسود القدّاح، در نیمۀ در آغاز قرن دوم قمری در مکه میزیست و در دورۀ امامت امام درست گو (ع) (شهید شدن ۱۴۸) وفات یافت. او از موالی بنیمخزوم و از شاگردان امام باقر(ع) بود و از آن حضرت چند حدیث ماجرا نموده است. عبدالله و پدرش از املاک امام باقر و امام درستگو (ع) در مکه محافظت میکردند. این دو در اثر ها شیعه ها دوازده امامی از محدّثان گزینه احترام در حجاز به شمار حسینیه نصرت مشهد آمدهاند[۱]
نقل ماجرا، عبدالله در نیمۀ دوم قرن دوم قمری میزیست وی از امام درستگو قصه نموده است. روایات وی در اصول کافی و دیگر تیمهای حدیثی شیعه آمدهمیباشد.[۲] به گفته آیت الله خوئی اسم وی در گواهی حدود ۷۰ ماجرا آمده میباشد.[۳]عبداللّه بن خوشیمن از شخصیتهایی میباشد که در تاریخ دربارۀ وی اقوال گوناگونی مطرح گردیده است. در منابع امامیه یا این که کتابهای رجال و ملل و فِرَق اهل سنت، از وی و پدرش تحت عنوان غلات شیعه یا این که حامیان فرق درپی اسماعیل بن جعفر ذکر شده نشدهآدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[مستلزم منبع]
در منابع ضد اسماعیلی، محمد بن رزام طائی کوفی برای اولتوشه نقشی مهم برای عبدالله بن خوش یمن در روند آغازین دعوت اسماعیلیه مراد نموده است. اصل رسالۀ ابن رزام، به اسم النقض علیالباطنیة[۴] یا این که ردّ علی الاسماعیلیة[۵] نزدیک به سال ۳۴۰ تألیف و ظاهراً مفقود گردیده، ولی قسمتی از آن که دربارۀ عبدالله بن مبارک میباشد، در الفهرست ابن ندیم اورده شدهرزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]
شریف ابوالحسین محمد بن علی، دارای اسم و رسم به اخومحسن، نیز از رسالۀ ابنرزام در کتاب خویش (تألیف نزدیک به سال ۳۷۵)، استعمال کرده و خویش مطالب بیشتری دربارۀ نقش عبدالله بن خجسته بر آن افزوده میباشد. کتاب اخومحسن نیز مفقود گردیده، البته قسمتهایی از آن که دربارۀ استارت نهضت اسماعیلیه میباشد، محافظت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیدهاست.[۷]
غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب
طبق گزارش ابنرزام و اخومحسن، خوشیمن قدّاح غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب بود وی فرقهای را نهاد بنیان که میمونیه نامیده می شد.[۸] مطابق این قصه خوش یمن از شاگردان بردیصان نیز قلمداد میگردیده، یعنی مؤسس فرقۀ گنوسی مسیحی دیصانیه که ثنوی مذهب بوده میباشد. در بعضی از منابع ضداسماعیلی آجل، به تقلید از داستان اخومحسن، خجسته قدّاح فرزند دیصان معرفی گردیده است.[۹]
بر طبق این ماجرا، عبدالله بن خوشیمن نیز، که مؤسس نهضت اسماعیلیه معرفی گردیده، دیصانی بوده میباشد. او ادعای پیامبری نیز کرده و نظامی از اصول عقاید، مشتمل بر ۷ مرحله، برای از دربین بردن اسلام از باطن، بنیاد گذاشته میباشد. عبدالله که اساسا اهل نواحی اهواز بوده، وانمود میکرده که به اسم محمد بن اسماعیل بن جعفر، که تحت عنوان مهدی در استتار بوده، دعوت مینموده است. بعداز مدتی عبدالله از خوف شیعهها و معتزلیان، یار یکیاز داعیان خویش، حسین اهوازی، به عَسکر کارشکنیَم در خوزستان و بعد به بصره گریخت و در آنجا به قوم و قبیله عقیل بن ابی طالب، که خویش را منسوب به آنها علامت میاعطا کرد، حفاظت پیروزی. اندکی سپس، عبدالله به سلمیه در شام گریخت و تا فرصت مرگش (بعداز سال ۲۶۱) ، در آنجا با تقیه و مخفی داشتن نام و نشان حقیقی و واقعیاش زیست. وی از سلمیه داعیانی را به گوشه و کنار ارسال کرد. یکی آن ها، در سواد کوفه، مردی را به اسم حمدان قرمط به کیش اسماعیلی درآورد. بعداز عبدالله بن خوش یمن، پسرش احمد و آنگاه اخلاف احمد کارها دعوت اسماعیلیه را به دست گرفتند و آن را در بخشها متعدد بسط دادند تا آنکه سر کردگی نهضت به سعید رسید که در سال ۲۹۷ق، با اسم عبدالله المهدی، خلافت فاطمیان را در شمال افریقا تأسیس و داعیه کرد که از اعقاب محمد بن اسماعیل میباشد.
در مطالعات اخیر اسماعیلیه
مطالعات تازه اسماعیلی آرم می دهد که گزارش ابنرزام و اخومحسن دربارۀ نهضت اسماعیلیه عمدتاً رفلکس طریقههای خصمانه و اسطورهای بر پایه ی اتهامات فسخ بوده و با این غرض تاسیس شده است کهاین دعوت شیعی معارض با دستگاه خلافت سنّی مذهب عباسیان را بیاعتبار سازد. از طرف دیگر، به باعث دسترسی ابنرزام به بعضا منابع هم بعدازظهر با تیمهای قرمطی، که خلافت فاطمیان و نسب علوی آنها را پذیرا نبودند، این ماجرا از برخی جنبههای تاریخی با آنچه بعداً خویش اسماعیلیان در پی فاطمیان پذیرفتند منطبقهایی داراست.[۱۰]
اختلاف عمده فی مابین این گزارش و اصول اعتقادات خویش اسماعیلیه، که از مطالعات تازه به دست آمده، دربارهی نام و نشان، اصل و نسب عبدالله بن خوش یمن قدّاح میباشد. این فرد در قصه ابنرزام و اخومحسن به طور قدّاحی غیرعلوی آمده، هم اکنون آنکه در قصه قانونی اسماعیلیان دورۀ فاطمی، او به عبارتی عبدالله علوی فرزند محمد بن اسماعیل میباشد که جانشین بابا در کارها امامت و سر گروهی دعوت اسماعیلیه بوده میباشد.
همینطور مطالعات نو اسماعیلی تا حدی پرنور کرده که چرا ابنرزام فردی غیرعلوی، یعنی عبدالله بن خجسته قدّاح، را در قصه خود جانشین عبدالله بن محمد بن اسماعیل نموده است. عبدالله المهدی بعداز آنکه خلافت فاطمیان را در افریقیه تأسیس کرد، در طومارای به جامعۀ اسماعیلیان بومی در یمن، مطالبی را دربارۀ سیاستهای تقیه آمیز اسلافش، که دعوت اسماعیلی را مخفیانه و با اسمهای مستعار رهبری میکردند، افشا تشکیل داد. وی توضیح بخشید که میان این اسامی مستعار و رمزی، خوشیمن اصولا کنیه یا این که نام مستعار خویش محمد بن اسماعیل بوده میباشد[۱۱]، و از همینرو، پیروانش را میمونیه نیز میخواندهاند، که در واقع از اولی اسامی نهضت اسماعیلیه بوده میباشد.[۱۲]
مطالب این طومار را بعداً چهارمی خلیفۀ فاطمی، المعز لدین الله، به سیرتکاملای دیگر تکرار نموده است و خلال تأیید نسب علوی اجدادش، که از اخلاف امام درست گو (ع) بودهاند، توضیح داده میباشد که چرا عبدالله بن محمدبن اسماعیل را فرزند خوشیمن قدّاح میدانستهاند.[۱۳]
ایوانف سخنان ابن رزام را «افسانة ابنالقدّاح» خوانده میباشد. استرن، سوای بیان منابع و هیچگونه شاهدی، بر آن بوده کهاین خلط در بین نام و نشان دو عبدالله احتمالاً بهاین سبب ساز بوده میباشد که بعضا از اخلاف قدّاح عبدالله بن خجسته حقیقتاً در دعوت آغازین اسماعیلیه نقش داشتهاند.[مستلزم منبع]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم